!!!طـنــــــز یـمـــــــــــات

satire and comedy مطالب علمی و سرگرمی درباره طنز و کمدی

!!!طـنــــــز یـمـــــــــــات

satire and comedy مطالب علمی و سرگرمی درباره طنز و کمدی

!!!طـنــــــز یـمـــــــــــات
سایت خنده حلال
به بررسی علمی طنز و کمدی می پردازیم
در کنارش خنده حلال هم در دستور است
یا من هو اضحک و ابکی
پیام های کوتاه
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
آخرین نظرات
  • ۱۱ آذر ۹۷، ۱۷:۳۴ - نگار جهانشاهی
    عالی
دوشنبه, ۲۷ فروردين ۱۳۹۷، ۱۰:۳۳ ق.ظ

نقد منطقی طنز۶

نقد منطقی طنز۶


۵- مغالطه ی واژه ای مبهم:
این مغالطه در جایی رخ می دهد که شخص از لغات و واژه هایی استفاده کند که به علت ابهام و عدم تعیّن، کلام را قابل انطباق به موارد و شرایط گوناگونی کند و همین امر آنرا غیر قابل نقد می نماید، به این ترتیب که در هر شرایطی می توان ادعا کرد که سخن هنوز صحیح و پابرجاست.
قابل ذکر است که این مغالطه در پیشگویی ها و محاورات سیاسی کاربرد زیادی می تواند داشته باشد.

نمونه ها:
۱- اولی: ژاپن یه موشک ساخته که تا ته ته آسمان میره!
دومی: تا ته تهش؟!
اولی: نه یه کم پایین تر!
دومی: حالا که اینطور شد منم یه رفیق دارم که با دماغش غذا می خوره!
اولی: با دماغش؟!
دومی: نه یه کم پایین تر!!! { کمیت مبهم (یه کم) }

۲- رییس جمهور آمریکا: رنگ پوست معیار خوبی برای جدا کردن آدم ها نیست، چه سفید پوست های خوشگل، چه سیاه های بوگندو و حتی سرخ پوستای وحشی و زردپوستای کوتوله چشم تنگ، تقریبا همه برابریم!! { قید مبهم (تقریبا) }

۳- اولی: یه کاسه آب لطفا!
پسرک: بفرمایید، فقط کاسه اش خیلی خیلیم تمییز نیست!
اولی: طوری نیست! (ناگهان کاسه رها میشود و میشکند)
پسرک: بابا! این آقا کاسه ای رو که سگمون توش آب میخورد شکست!!! { کمیت مبهم (خیلی) }

۴- بدهکار: آقای قاضی ! چند روز بیشتر نیست که پول ازش گرفتم!
طلبکار: ولی الآن چند ساله که پولم رو ندادی!
بدهکار: می بینی آقای قاضی با چه آدم نفهمی طرفیم! خب سالم از تعدادی روز تشکیل شده دیگه!! { کمیت مبهم ( چندروز) }

۵- شوهر: بازم که رفتی پارچه خریدی!
زن: خب میخوام برات دستمال بدوزم!
شوهر: ولی این که چهار متره؟!
زن: خب با یه خرده زیادیش برا خودم یه پیرهن میدوزم!
{ کمیت مبهم (یه خرده) }

۶- استاد کامپیوتر: (جلسه ی اول درس) خب پسرجان بلدی با کامپیوتر کار کنی؟
شاگرد: نسبتا!
استاد: پس دستگاه رو روشن کن!
شاگرد: البته نه دیگه تا این حد!!! { قید مبهم (نسبتا)}

۷- طرف میره مسابقه ی بیست سوالی، رفقای پشت صحنه اش بهش میگن جواب برج ایفله فقط فورا جواب رو نگو تا ضایع نشه! مسابقه که شروع میشه طرف می پرسه: تو جیب جا میشه؟ میگن: نه! طرف میگه: پس حتما برج ایفله!!! { قید مبهم (فورا)}

۸- اولی: دیروز دعوام شد، نمی دونی چه طور یارو رو نفله کردم!

دومی: خب تعریف کن!
اولی: یارو فرز بود تا اومدم به خودم بجنبم یه کشیده بهم زد بعدشم دوباره یه مشت و یه لگد و یه کشده ی دیگه!
دومی: خب پس تو چیکار کردی؟!
اولی: یه لگد براش پروندم که اگه پرش بهش گرفته بود دیگه از رو زمین بلند نمیشد!!! { کلمه مبهم: نمی دونی چه طور}


استفاده شد از مطالب استاد احمد فربهی.

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی