!!!طـنــــــز یـمـــــــــــات

satire and comedy مطالب علمی و سرگرمی درباره طنز و کمدی

!!!طـنــــــز یـمـــــــــــات

satire and comedy مطالب علمی و سرگرمی درباره طنز و کمدی

!!!طـنــــــز یـمـــــــــــات
سایت خنده حلال
به بررسی علمی طنز و کمدی می پردازیم
در کنارش خنده حلال هم در دستور است
یا من هو اضحک و ابکی
پیام های کوتاه
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
آخرین نظرات

۱۳۰ مطلب با موضوع «سرگرمی» ثبت شده است

دوشنبه, ۲۹ مرداد ۱۳۹۷، ۰۹:۵۰ ق.ظ

فیلمک های جالب و دیدنی

فیلمک های GIF جالب و دیدنی




هماهنگی، مدیریت و مهمتر از همه مدیریت پذیری و … در یک کار گروهی

WwW.FarsV.Com

.

حرکتی دیدنی از سر کار گذاشتن پلیس

WwW.FarsV.Com

.

اگه اون بالایی نخواد حتی یه برگ هم از روی درخت به زمین نمی افته

WwW.FarsV.Com

.

بیماری با روحیه ای عالی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ مرداد ۹۷ ، ۰۹:۵۰
طنز یمات
دوشنبه, ۲۹ مرداد ۱۳۹۷، ۰۹:۳۷ ق.ظ

تصاویر متحرک خنده دار

   تصاویر متحرک خنده دار   


توضیح شما در باره هر کدام از این تصاویر چیست؟؟؟----------؟؟؟؟؟؟


تصویر خنده دار شماره یک:

عکس خنده دار متحرک,عکس متحرک خنده دار

تصاویر خنده دار شماره دو:

 


عکس خنده دار متحرک, عکس های خنده دار متحرک


 عکس های متحرک خنده دار شماره سه: 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ مرداد ۹۷ ، ۰۹:۳۷
طنز یمات
دوشنبه, ۲۹ مرداد ۱۳۹۷، ۰۹:۲۶ ق.ظ

دفاعیه گل آقا از هرچی شعر و شاعری و اشباه آن

نتیجه تصویری برای شعر طنز گل آقا


دفاعیه گل آقا از هرچی شعر و شاعری و اشباه آن:


آفرین، مرحبا، صفا کردی

پا توی کفش شعر ما کردی

 

شاخ ذوق مرا شکانیدی

اسب طبع مرا رمانیدی

 

دو-سه روزی عرق نمودم من

تا که آن شعر را سرودم من

 

شاغلامش سپس ویزیت فرمود

لطف فرموده و ادیت فرمود

 

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۹ مرداد ۹۷ ، ۰۹:۲۶
طنز یمات
سه شنبه, ۱۶ مرداد ۱۳۹۷، ۱۰:۳۰ ق.ظ

هزل Facetiae

هزل Facetiae

هزل واژه ای عربی است که معنی آن مزاح بیهوده و سخن گفتن است. مترادفات آن: کعِب، هذیان و سخریه است.

در ادبیات هزل نوشتاری است زبان و مضمونی رکیک داشته باشد و بی پرده از روابط جنسی سخن بگوید از این منظر هزل در مقابل جد قرار می گیرد. هدف هزل شوخی و تفریح و نشاط لحظه ای است.[1]

عمران صلاحی و بیژن اسدی‌پور هزل را نوعی شوخی رکیک به منظور نشاط در سطح فردی میدانند که ضدش جدّ است و نوع تکامل یافتۀ آن را فکاهه می نامد که معتدل است و عمومی.[2]

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ مرداد ۹۷ ، ۱۰:۳۰
طنز یمات
سه شنبه, ۲ مرداد ۱۳۹۷، ۱۲:۴۲ ب.ظ

حافظ و هجو سالوسیان

حافظ

حافظ و هجو سالوسیان

آشنایی و نشست و برخواست با دیوان حافظ شیرازی، ذهن را به این قصه رهنمون میکند که داغی بر دل دارد. گویی دل لسان الغیب از دست عده ای مجروح بوده. او در لابه لای شعرها خودش این بدسگالی ها را نشان میدهد و صاحبان آنها را هجو میکشد.

بعضی از شعرها را شمشیر کشان شروع میکند که گویی به جنگ بعضی از کژی ها اقدام نموده است. در این کشاکش به هر سنگری سرکی میزند و در هر کوی به کسی می تازد. گاه زاهدان را ملامت میکند که بوسیدن جام می از دست زهدفروش بهتر است:[1]

مبوس جز لب ساقی و جام می حافظ

                                  که دست زهدفروشان خطاست بوسیدن

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۲ مرداد ۹۷ ، ۱۲:۴۲
طنز یمات
دوشنبه, ۱ مرداد ۱۳۹۷، ۰۳:۰۱ ب.ظ

طنز بهلول و ساختن مسجد

نتیجه تصویری برای بهلول


طنز بهلول و ساختن مسجد


داستان معروفى هست که بهلول که مرد عاقلى بود ولى خودش را به دیوانگى زده بود و به همان عالم دیوانگى سر به سر بزرگان و اکابر مى‏گذاشت و شوخى شوخى حقایق را به آنها مى‏گفت (مى‏گویند قوم و خویش و پسرعموى هارون هم بود) مى‏رفت و به هارون به همان عالم دیوانگى‏اش حرفهایى را که هیچ عاقلى جرأت نمى‏کرد بگوید مى‏زد. یک وقتى از جایى مى‏گذشت، دید که دارند مسجدى مى‏سازند. رفت به آن بانیان مسجد گفت که چکار مى‏کنید؟ گفتند: مسجد مى‏سازیم.


گفت: مسجد براى چه مى‏سازید؟ گفتند: مسجد را براى خدا مى‏سازیم. محرمانه رفت دستور داد تابلویى را روى سنگى درست کردند به نام مسجد بهلول. 

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ مرداد ۹۷ ، ۱۵:۰۱
طنز یمات
يكشنبه, ۳۱ تیر ۱۳۹۷، ۱۲:۰۳ ب.ظ

شیخ بهایی و هجو عالمان ظاهری

نتیجه تصویری برای شیخ بهایی

شیخ بهایی و هجو عالمان ظاهری

هجو سلاحی نیست که فقط در برابر دشمن به دست گیریم و آنها را تحقیر کنیم و با آنها جنگ روانی به راه اندازیم، بلکه هجو سلاحی است که گاهی باید علیه دوستان و آنان که دوستشان داریم به کار ببریم.

ما در زندگی خودمان گاهی به نزدیکان کنایه و متلک می اندازیم، البته نه به قصد آزار و اذیت بلکه در جهت رشد و تکامل و تربیت.

عارفان و عاشقان نیز که هدف آفرینش و آرامش حقیقی و علم واقعی را در عرفان و حرکت به سمت حقیقت این عالم هستی می دانستند، گاهی به زبان طنز و گاهی به زبان هجو کسانی که عمری مشغول علوم خشک و رسمی بوده اند میتاختند و به آنها یادآور می شدند که یاد محبوب و رسیدن به او و عاشق او شدن از همه کارهای ما مهمتر است.[1]

فیض کاشانی در این باره دارد که:

علم رسمی از کجا عرفان کجا            دانش فکری کجا وجدان کجا

عشق را با عقل نسبت کی توان             شاه فرمان ده کجا دربان کجا

کی بجانان میرسد بی عشق جان          جان بی عشق از کجا جانان کجا

عشق این را این و این را آن کند            گر نباشد عشق این و آن کجا

هم سر ما عشق و هم سامان ما              سر کجائی عشق یا سامان کجا

عشق خان و مان هر بی خان و مان          فیض را بی عشق، خان و مان کجا

شاگرد این مکتب و خوشه چین درسهایش جناب شیخ بهایی نیز بارها این علوم ظاهری را به هجو می گیرد و لو علم فقه و تفسیر باشد و می‌گوید باید در کنار اینها به دنبال علم حقیقی و علم عاشقی باشیم:

قد صرفت العمر فی قیل و قال       یا ندیمی قم، فقد ضاق المجال

قم ازل عنی بها رسم الهموم              ان عمری ضاع فی علم الرسوم

علم رسمی سر به سر قیل است و قال       نه از او کیفیتی حاصل، نه حال

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۱ تیر ۹۷ ، ۱۲:۰۳
طنز یمات
يكشنبه, ۳۱ تیر ۱۳۹۷، ۱۱:۵۵ ق.ظ

شوخی علامه حسن زاده آملی با خدا


نتیجه تصویری برای شعر طنز علامه حسن زاده آملی


شوخی علامه حسن زاده آملی با خدا

علامه حسن زاده نقل مى کنند: وقتى در تهران آن قدر به این کوچه و آن کوچه و این بنگاه و آن بنگاه سرگردان شده ام که متحیره و حیرت آمدند و تو را طاقت نباشد از شنیدن، از هر کسى که سراغ خانه مى گرفتم، نخستین پاسخ پرسشم این بود که بچه دارى ؟ مى گفتم آرى، فقط دو نفریم و یک طفل رضیع بنام عبدالله داریم . 

جواب مى شنیدم که خانه اجاره اى نداریم . آن هم با اخمى که بدتر از صد زخم، حتى به طفل شیر خوارم رحم نکرده اند تا بالاخره در مسافرخانه اى یک باب اطاق محقر اجاره کردیم و مدتى در آنجابه سر مى بردیم .

 با آن وضع آشفته و آلفته، به درس و بحث خود و ادراک محضر مبارک اساتید آرام و شادکام بودم، و حشرم با الم نشرح بود که فان مع العسر یسرا آن مع العسر یسرا .


در آن حال به اقتضاى طبع جوانى ژولیده و شوریده، نامه اى منظوم، شیرین و دلنشین، بیش از یکصد و پنجاه بیت به پیشگاه خداوند سبحان تقدیم داشتم . پس از ارائه ارادات و وظیفه و مطالبى خواندنى، عرض کردم :


فاعلاتن مفاعل فعلن                لطف فرما نگر به حال حسن
من به فرمان تو گرفتم زن              اوفتادم به کوچه و بر زن

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۱ تیر ۹۷ ، ۱۱:۵۵
طنز یمات

 


آیرونی و تفاوت آن با طنز و صنایع بلاغی مشابه

  

چکیده

آیرونی (Irony (اصطلاحی ادبی است که معاصران کوشیدهاند آن را بـه کلمـاتی

نظیر طنـز، طعنـه، کنایـه، کنایـة طنزآمیـز، تهکّـم، تجاهـلالعـارف، اسـتهزاء،

 وارونهگویی، پنهانسازی و ... ترجمه کنند، اما در این مقالـه خواهیـد دیـد کـه

هرکدام از این واژهها فقط بخشی از مفهوم آیرونی را در نظر مخاطب میآورد.

این مقاله بر آن است تا تفاوت آیرونی را با طنز، طعنه ، کنایه و صنایع بـدیعی و

بلاغی مشابه با آیرونی توضیح دهد. طنز یکی از انواع ادبـی اسـت کـه بـا انـواع

دیگری مثل هزل، هجو، کمدی و شوخطبعـی و فکاهیـات مـشابهتهـایی دارد؛

برای تعریف اصطلاح طنز ناگزیر به معرفی اجمالی ایـن اصـطلاحات شـده و در

ادامه تفاوت بنیادی طنز و آیرونی را شرح دادهایم. سپس به شـناخت آیرونـی و

انواع گوناگون آن پرداختهایم و برای شناخت تفاوت آن با اصـطلاحات بـدیعی و

بلاغی مشابه، بهسراغ علوم بدیع، بیان و معانی رفته، صنایع مشابه بـا آیرونـی را

استخراج و معرفی کرده و تفاوت هرکدام را با آیرونی توضیح داده ایم. در پایـان،

نگارنده بههمراه خواننده بـه شـناخت نـسبتاً خـوبی از آیرونـی مـی رسـد، زیـرا

شناخت هر اصطلاح و مفهومی در گرو شناخت تفاوت آن مفهـوم بـا مفـاهیم و

اصطلاحات مشابه است و برپایة این بررسی آیرونی را نمیتوان به طنز، طعنـه و

کنایه ترجمه کرد.


کلیدواژه ها: آیرونی، طنز، طعنه، انواع ادبی، صنایع ادبی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ تیر ۹۷ ، ۱۲:۴۹
طنز یمات
پنجشنبه, ۲۱ تیر ۱۳۹۷، ۱۱:۴۲ ق.ظ

عبد الدلار

متن انتخاب شده از کتاب «دیپلمات نامه» اثر یوسفعلی میرشکاک. صص 52-45.

 فصل دویم: اندرحقیقت دیپلماسی

 باب چهارم: اندرغایات این فن و یادکرد«دلار» مدظله

بدان وقفک الله که حکیمان عالم را بدایات این فن شریف اختلاف است ولکن در غایات این فن همه متفق القول اند که غایه الغایات و نهایه النهایات این فن شریف ، کمر خدمت ایالات متحده خلدالله سطوته، بر میان بستن است. میرزا نعشعلیشاه بگیر منوآبادی در «جنازه نامه» می فرماید:

«غرژ از دیپلماشی آن اشت که امیران و وژیران تمام بلاد، دشت به شینه ایالات متحده باشند، هر ژاکه فرشتند روند. هر شه دهد شتانند و هر شه خواهند دهند، حتی اگر نادانی باشد، آره داداش، شخت نگیر، خم شو که شرت به طاق طویله دیپلماشی نخوره، آره ژون داداش.»

ولکن مولانا شنگولعلیشاه برو ببینم آبادی در «تلوتلونامه » که در رد «جنازه نامه» میرزای محروم به دست مبارک تحریر فرموده گوید:

«برو ببینم بابا تو هم! نفس کش! نبود ؟ آره دایی جون! دیپلوماسی اینجوریانیس، دس به سینه و مینه تو کار ما نیس. دیپلوماسی دعوای رستم و اسفندیاره، یعنی یکی تو بگو ، یکی من بگم. تومی گی الو رستم! دلار چنده؟! اون می گه نف چه قیمتاس؟ بالاخره یه جوری جوش می خورین. فهم شد؟ ها باریک الله البت ایالات متحده رستمه، ما خاک پاشیم . دیپلماسی اینه دایی جون! فهم شد؟ می گی الو، می گی جونم. می گی یه هفت هش گونی مونی ازون اسکن سبزا برفس. مبرفسه ، خرج الواتی در میاد . فهم شد؟ البت دو سه چیکه از اون چاپ سیا هم میرفسه . آره کوچیکتم .به این می گن دیپلوماسی علیتونفس کش؟! نبود، دبرو ببینم بابا تو هم.»

***

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ تیر ۹۷ ، ۱۱:۴۲
طنز یمات