!!!طـنــــــز یـمـــــــــــات

satire and comedy مطالب علمی و سرگرمی درباره طنز و کمدی

!!!طـنــــــز یـمـــــــــــات

satire and comedy مطالب علمی و سرگرمی درباره طنز و کمدی

!!!طـنــــــز یـمـــــــــــات
سایت خنده حلال
به بررسی علمی طنز و کمدی می پردازیم
در کنارش خنده حلال هم در دستور است
یا من هو اضحک و ابکی
پیام های کوتاه
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
آخرین نظرات
  • ۱۷ ارديبهشت ۹۷، ۱۲:۴۲ - Hamed Na
    ://

۱۲۳ مطلب با موضوع «سرگرمی» ثبت شده است

دوشنبه, ۱ مرداد ۱۳۹۷، ۰۳:۰۱ ب.ظ

طنز بهلول و ساختن مسجد

نتیجه تصویری برای بهلول


طنز بهلول و ساختن مسجد


داستان معروفى هست که بهلول که مرد عاقلى بود ولى خودش را به دیوانگى زده بود و به همان عالم دیوانگى سر به سر بزرگان و اکابر مى‏گذاشت و شوخى شوخى حقایق را به آنها مى‏گفت (مى‏گویند قوم و خویش و پسرعموى هارون هم بود) مى‏رفت و به هارون به همان عالم دیوانگى‏اش حرفهایى را که هیچ عاقلى جرأت نمى‏کرد بگوید مى‏زد. یک وقتى از جایى مى‏گذشت، دید که دارند مسجدى مى‏سازند. رفت به آن بانیان مسجد گفت که چکار مى‏کنید؟ گفتند: مسجد مى‏سازیم.


گفت: مسجد براى چه مى‏سازید؟ گفتند: مسجد را براى خدا مى‏سازیم. محرمانه رفت دستور داد تابلویى را روى سنگى درست کردند به نام مسجد بهلول. 

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ مرداد ۹۷ ، ۱۵:۰۱
طنز یمات
يكشنبه, ۳۱ تیر ۱۳۹۷، ۱۲:۰۳ ب.ظ

شیخ بهایی و هجو عالمان ظاهری

نتیجه تصویری برای شیخ بهایی

شیخ بهایی و هجو عالمان ظاهری

هجو سلاحی نیست که فقط در برابر دشمن به دست گیریم و آنها را تحقیر کنیم و با آنها جنگ روانی به راه اندازیم، بلکه هجو سلاحی است که گاهی باید علیه دوستان و آنان که دوستشان داریم به کار ببریم.

ما در زندگی خودمان گاهی به نزدیکان کنایه و متلک می اندازیم، البته نه به قصد آزار و اذیت بلکه در جهت رشد و تکامل و تربیت.

عارفان و عاشقان نیز که هدف آفرینش و آرامش حقیقی و علم واقعی را در عرفان و حرکت به سمت حقیقت این عالم هستی می دانستند، گاهی به زبان طنز و گاهی به زبان هجو کسانی که عمری مشغول علوم خشک و رسمی بوده اند میتاختند و به آنها یادآور می شدند که یاد محبوب و رسیدن به او و عاشق او شدن از همه کارهای ما مهمتر است.[1]

فیض کاشانی در این باره دارد که:

علم رسمی از کجا عرفان کجا            دانش فکری کجا وجدان کجا

عشق را با عقل نسبت کی توان             شاه فرمان ده کجا دربان کجا

کی بجانان میرسد بی عشق جان          جان بی عشق از کجا جانان کجا

عشق این را این و این را آن کند            گر نباشد عشق این و آن کجا

هم سر ما عشق و هم سامان ما              سر کجائی عشق یا سامان کجا

عشق خان و مان هر بی خان و مان          فیض را بی عشق، خان و مان کجا

شاگرد این مکتب و خوشه چین درسهایش جناب شیخ بهایی نیز بارها این علوم ظاهری را به هجو می گیرد و لو علم فقه و تفسیر باشد و می‌گوید باید در کنار اینها به دنبال علم حقیقی و علم عاشقی باشیم:

قد صرفت العمر فی قیل و قال       یا ندیمی قم، فقد ضاق المجال

قم ازل عنی بها رسم الهموم              ان عمری ضاع فی علم الرسوم

علم رسمی سر به سر قیل است و قال       نه از او کیفیتی حاصل، نه حال

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۱ تیر ۹۷ ، ۱۲:۰۳
طنز یمات
يكشنبه, ۳۱ تیر ۱۳۹۷، ۱۱:۵۵ ق.ظ

شوخی علامه حسن زاده آملی با خدا


نتیجه تصویری برای شعر طنز علامه حسن زاده آملی


شوخی علامه حسن زاده آملی با خدا

علامه حسن زاده نقل مى کنند: وقتى در تهران آن قدر به این کوچه و آن کوچه و این بنگاه و آن بنگاه سرگردان شده ام که متحیره و حیرت آمدند و تو را طاقت نباشد از شنیدن، از هر کسى که سراغ خانه مى گرفتم، نخستین پاسخ پرسشم این بود که بچه دارى ؟ مى گفتم آرى، فقط دو نفریم و یک طفل رضیع بنام عبدالله داریم . 

جواب مى شنیدم که خانه اجاره اى نداریم . آن هم با اخمى که بدتر از صد زخم، حتى به طفل شیر خوارم رحم نکرده اند تا بالاخره در مسافرخانه اى یک باب اطاق محقر اجاره کردیم و مدتى در آنجابه سر مى بردیم .

 با آن وضع آشفته و آلفته، به درس و بحث خود و ادراک محضر مبارک اساتید آرام و شادکام بودم، و حشرم با الم نشرح بود که فان مع العسر یسرا آن مع العسر یسرا .


در آن حال به اقتضاى طبع جوانى ژولیده و شوریده، نامه اى منظوم، شیرین و دلنشین، بیش از یکصد و پنجاه بیت به پیشگاه خداوند سبحان تقدیم داشتم . پس از ارائه ارادات و وظیفه و مطالبى خواندنى، عرض کردم :


فاعلاتن مفاعل فعلن                لطف فرما نگر به حال حسن
من به فرمان تو گرفتم زن              اوفتادم به کوچه و بر زن

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۱ تیر ۹۷ ، ۱۱:۵۵
طنز یمات

 


آیرونی و تفاوت آن با طنز و صنایع بلاغی مشابه

  

چکیده

آیرونی (Irony (اصطلاحی ادبی است که معاصران کوشیدهاند آن را بـه کلمـاتی

نظیر طنـز، طعنـه، کنایـه، کنایـة طنزآمیـز، تهکّـم، تجاهـلالعـارف، اسـتهزاء،

 وارونهگویی، پنهانسازی و ... ترجمه کنند، اما در این مقالـه خواهیـد دیـد کـه

هرکدام از این واژهها فقط بخشی از مفهوم آیرونی را در نظر مخاطب میآورد.

این مقاله بر آن است تا تفاوت آیرونی را با طنز، طعنه ، کنایه و صنایع بـدیعی و

بلاغی مشابه با آیرونی توضیح دهد. طنز یکی از انواع ادبـی اسـت کـه بـا انـواع

دیگری مثل هزل، هجو، کمدی و شوخطبعـی و فکاهیـات مـشابهتهـایی دارد؛

برای تعریف اصطلاح طنز ناگزیر به معرفی اجمالی ایـن اصـطلاحات شـده و در

ادامه تفاوت بنیادی طنز و آیرونی را شرح دادهایم. سپس به شـناخت آیرونـی و

انواع گوناگون آن پرداختهایم و برای شناخت تفاوت آن با اصـطلاحات بـدیعی و

بلاغی مشابه، بهسراغ علوم بدیع، بیان و معانی رفته، صنایع مشابه بـا آیرونـی را

استخراج و معرفی کرده و تفاوت هرکدام را با آیرونی توضیح داده ایم. در پایـان،

نگارنده بههمراه خواننده بـه شـناخت نـسبتاً خـوبی از آیرونـی مـی رسـد، زیـرا

شناخت هر اصطلاح و مفهومی در گرو شناخت تفاوت آن مفهـوم بـا مفـاهیم و

اصطلاحات مشابه است و برپایة این بررسی آیرونی را نمیتوان به طنز، طعنـه و

کنایه ترجمه کرد.


کلیدواژه ها: آیرونی، طنز، طعنه، انواع ادبی، صنایع ادبی

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۰ تیر ۹۷ ، ۱۲:۴۹
طنز یمات
پنجشنبه, ۲۱ تیر ۱۳۹۷، ۱۱:۴۲ ق.ظ

عبد الدلار

متن انتخاب شده از کتاب «دیپلمات نامه» اثر یوسفعلی میرشکاک. صص 52-45.

 فصل دویم: اندرحقیقت دیپلماسی

 باب چهارم: اندرغایات این فن و یادکرد«دلار» مدظله

بدان وقفک الله که حکیمان عالم را بدایات این فن شریف اختلاف است ولکن در غایات این فن همه متفق القول اند که غایه الغایات و نهایه النهایات این فن شریف ، کمر خدمت ایالات متحده خلدالله سطوته، بر میان بستن است. میرزا نعشعلیشاه بگیر منوآبادی در «جنازه نامه» می فرماید:

«غرژ از دیپلماشی آن اشت که امیران و وژیران تمام بلاد، دشت به شینه ایالات متحده باشند، هر ژاکه فرشتند روند. هر شه دهد شتانند و هر شه خواهند دهند، حتی اگر نادانی باشد، آره داداش، شخت نگیر، خم شو که شرت به طاق طویله دیپلماشی نخوره، آره ژون داداش.»

ولکن مولانا شنگولعلیشاه برو ببینم آبادی در «تلوتلونامه » که در رد «جنازه نامه» میرزای محروم به دست مبارک تحریر فرموده گوید:

«برو ببینم بابا تو هم! نفس کش! نبود ؟ آره دایی جون! دیپلوماسی اینجوریانیس، دس به سینه و مینه تو کار ما نیس. دیپلوماسی دعوای رستم و اسفندیاره، یعنی یکی تو بگو ، یکی من بگم. تومی گی الو رستم! دلار چنده؟! اون می گه نف چه قیمتاس؟ بالاخره یه جوری جوش می خورین. فهم شد؟ ها باریک الله البت ایالات متحده رستمه، ما خاک پاشیم . دیپلماسی اینه دایی جون! فهم شد؟ می گی الو، می گی جونم. می گی یه هفت هش گونی مونی ازون اسکن سبزا برفس. مبرفسه ، خرج الواتی در میاد . فهم شد؟ البت دو سه چیکه از اون چاپ سیا هم میرفسه . آره کوچیکتم .به این می گن دیپلوماسی علیتونفس کش؟! نبود، دبرو ببینم بابا تو هم.»

***

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۱ تیر ۹۷ ، ۱۱:۴۲
طنز یمات
چهارشنبه, ۲۰ تیر ۱۳۹۷، ۱۰:۳۵ ق.ظ

خنده تا حد جنون در گفته مولوی

نتیجه تصویری برای مولوی
خنده تا حد جنون در گفته مولوی


یکی از مبانی مهم که در دریای بیکران معارف و اخلاق مثنوی معنوی، بر روی آن دست گذاشته شده است «طلب» و زحمت کشیدن برای رسیدن است:

آب کم جوی تشنگی آور به دست        تا بجوشد آبت از بالا و پست

لذا در جاهای مختلف این را تذکر میدهد. در داستان صوفی نیز داستانی از خیاطی نقل میکند که از لباسهای مردم می دزدید. شخصی گفت من فریب دَرزی (خیاط) را نمی خورم اما دیگران گفتند از تو زرنگتر را تشنه سرآب برده و برگردانده است:

         گفت خیاطى است نامش پور شش            اندرین چستى و دزدى خلق کش‏

         گفت من ضامن که با صد اضطراب            او نیارد برد پیشم رشته تاب‏

         پس بگفتندش که از تو چُست تر            مات او گشتند در دعوى مپر

         رو به عقل خود چنین غره مباش            که شوى یاوه تو در تزویرهاش‏

آن شخص چون طعن دیگران را دید، سرش گرم شد و بر سر موفقیتش بر این کار، شرط بست که مَرکبم را میدهم اگر چنان شود:

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۰ تیر ۹۷ ، ۱۰:۳۵
طنز یمات

نتیجه تصویری برای بهاءالدین خرمشاهی



طنز حافظ 


تاملی انتقادی بر مقاله ی استاد شفیعی کدکنی


خرمشاهی، بهاءالدین


 

مقاله‏ ی متین و نغز و پرمغزی از دوست دیرین باریک بینم،جناب استاد دکتر شفیعی کدکنی،با عنوان‏"طنز حافظ"[ر.ک. حافظ شماره‏ی 19]،مقاله‏یی است فشرده و پر از کلمات قصارگونه،آرزو کردم و هنوز به‏ لطف خدا و همت استاد،امیدی برای‏ برآورده شدن این آرزو وجود دارد که این‏ مقاله گسترشی را که سزاوار آن است پیدا کند و پهنا و دارزنای آن هم به اندازه‏ی‏ ژرفنای آن شود. 


جناب دکتر شفیعی تعریف قاطعی از طنز به دست داده‏اند،از این قرار:شاید مقالات و کتاب‏های بسیاری در باب طنز حافظ نوشته شده باشد و من در این لحظه به‏ هیچ‏کدام از آن مقالات و کتب احتمالی کار ندارم.من در این یادداشت براساس تعریفی‏ که خودم از طنز دارم،این مسأله را بررسی‏ می‏کنم و معتقدم تا این لحظه تعریفی‏ جامع‏تر و دقیق‏تر از این تعریف در باب طنز، در هیچ زبانی نیافته‏ام.براساس این تعریف، طنز عبارت است از:«تصویر هنری اجتماع‏ نقیضین و ضدّین»(ماهنامه‏ی حافظ،شماره‏ی‏ 19،مقاله‏ی«طنز حافظ»ص 39).

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ تیر ۹۷ ، ۱۴:۱۱
طنز یمات
يكشنبه, ۱۷ تیر ۱۳۹۷، ۱۱:۳۴ ق.ظ

کاریکلماتور

نتیجه تصویری برای پرویز شاپور

کاریکلماتور:

星 のデコメ絵文字星 のデコメ絵文字星 のデコメ絵文字星 のデコメ絵文字星 のデコメ絵文字星 のデコメ絵文字星 のデコメ絵文字星 のデコメ絵文字星 のデコメ絵文字星 のデコメ絵文字星 のデコメ絵文字星 のデコメ絵文字星 のデコメ絵文字星 のデコメ絵文字


ﮐﺎرﯾﮑﻠﻤﺎﺗﻮر ﮐﻠﻤﻪای ﺗﺮﮐﯿﺐ ﯾﺎﻓﺘﻪ از ﮐﺎرﯾﮑﺎﺗﻮر و ﮐﻠﻤﻪ اﺳـﺖ و نوعی شوخ طبعی است که نشان از تولدی نو دارد و سبکی است جدید، کاریکاتوری است که لباسی از جنس کلمات پوشیده است.

تاریخچه

عمران صلاحی کاریکاتور می‌کشید و پرویز شاپور در کنار آنها کلماتی نغض و کوتاه می‌نوشت. آنها کارهای خود را به احمد شاملو تحویل دادند و او در ۱۲ خرداد ۱۳۴۶ در ﻧﺸﺮﯾﻪ ﺧﻮﺷﻪ که کار را چاپ کرد، بر روی کارهای شاپور اسم «کاریکلماتور» را گذاشت و بعدا هم همین اسم ماندگار شد.

رابطه کاریکلماتور و طنز

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ تیر ۹۷ ، ۱۱:۳۴
طنز یمات
يكشنبه, ۱۷ تیر ۱۳۹۷، ۱۰:۵۴ ق.ظ

طنز حافظ (دکتر شفیعی کدکنی)

نتیجه تصویری برای شفیعی کدکنی


طنز حافظ

نوشته محمد رضا شفیعی کدکنی





هرکس اندک تاملی در شعر حافظ داشته باشد به نیکی دریافته است که یکی از برجسته ترین ویژگی های شعر او لحن طنزآمیز کلام اوست. مثلن در این بیت:

یا رب آن زاهد خودبین که به جز عیب ندید

دود آهیش در آیینه ی ادراک انداز

اگر در رابطه ی معنایی کلمه های (خودبین) و (به جز عیب ندید) اندکی تامل داشته باشیم، متوجه می شویم که حافظ می خواهد بگوید: «زاهد، خود نَفس ِ عیب است.ذات عیب است. نه این که دارای عیب باشد، خودبین است و به جز عیب نمی بیند. خودش را می بیند که عیب است. یا عیب را می بیند که خود اوست.» اما تبدیل عبارت او به هر صورت دیگری، لحن طنزآمیز و هنر شگفت آور او را کم رنگ و احتمالن نابود می کند.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ تیر ۹۷ ، ۱۰:۵۴
طنز یمات
يكشنبه, ۹ ارديبهشت ۱۳۹۷، ۰۲:۰۸ ب.ظ

آخوند و همسر فرنگی!

آخوند و همسر فرنگی!

 یکی از شگردهای سخنرانان این است که موقعی که مخاطب از مباحث علمی کمی خسته شد با یک داستان یا نکته زیبا یا طنز و شوخی ای دوباره روحی در کالبد خسته او بدمد.

یکی از کسانی که این مسئله در کارهایشان بسیار اتفاق می افتاده، آیت الله مطهری است، ایشان چنان هدفمند برای رفع خستگی و تولید نشاط و علم آموزی حکایتی متناسب را بیان می کردند. یکی از داستانهای زیبای ایشان را بدون مناسبت برای شما بیان می کنیم:


«یک شوخى هم برایتان عرض بکنم: 

۵ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۰۹ ارديبهشت ۹۷ ، ۱۴:۰۸
طنز یمات