!!!طـنــــــز یـمـــــــــــات

satire and comedy مطالب علمی و سرگرمی درباره طنز و کمدی

!!!طـنــــــز یـمـــــــــــات

satire and comedy مطالب علمی و سرگرمی درباره طنز و کمدی

!!!طـنــــــز یـمـــــــــــات
سایت خنده حلال
به بررسی علمی طنز و کمدی می پردازیم
در کنارش خنده حلال هم در دستور است
یا من هو اضحک و ابکی
پیام های کوتاه
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
آخرین نظرات
  • ۱۱ آذر ۹۷، ۱۷:۳۴ - نگار جهانشاهی
    عالی
سه شنبه, ۱۶ مرداد ۱۳۹۷، ۱۰:۳۰ ق.ظ

هزل Facetiae

هزل Facetiae

هزل واژه ای عربی است که معنی آن مزاح بیهوده و سخن گفتن است. مترادفات آن: کعِب، هذیان و سخریه است.

در ادبیات هزل نوشتاری است زبان و مضمونی رکیک داشته باشد و بی پرده از روابط جنسی سخن بگوید از این منظر هزل در مقابل جد قرار می گیرد. هدف هزل شوخی و تفریح و نشاط لحظه ای است.[1]

عمران صلاحی و بیژن اسدی‌پور هزل را نوعی شوخی رکیک به منظور نشاط در سطح فردی میدانند که ضدش جدّ است و نوع تکامل یافتۀ آن را فکاهه می نامد که معتدل است و عمومی.[2]

مزاح، شوخی، مسخرگی، سخن بیهوده یا هزالی نوعی از تفریح به حساب می‌آمده است که شاعران برای خوش‌گذرانی به کار می‌بردند و از آن در محافل عیش و نوش و لهو و لعب استفاده می‌کردند.

مولوی در شعری هزالی می‌کند ولی این نکته را تذکر می‌دهد که هزل مرا چون سخن جدی بگیرید و معنایش را در نظر داشته باشید:

هزل تعلیم است آن را جد شنو       تو مشو بر ظاهر هزلش گرو

هر جدی هزل است پیش هازلان     هزل‌ها جدست پیش عاقلان

ثم قال (وَ ما هُوَ بِالْهَزْلِ) أی مع أنه فصل لیس بهزل و الهزل نقیض الجد و مثله اللهو و اللعب و العبث یقال: هزل یهزل هزلا.[3]

   انه قول این جوابست از قسم             حق و باطل را جدا سازد زهر

   نیست آن سخریه و هزل و فسون    عظمش اندر صدر و قلب آمد فزون‏

     میکنند این مشرکان بد نشان             مکر در ابطال قرآن آن چنان‏[4]

علامه مصطفوی در بیان تعریف آن می آورد:

و التحقیق أنّ الأصل الواحد فی المادّة: هو ما یقابل الجدّ و الفصل الّذى یکون فیه إحکام و إتقان. فیکون الهزل بمعنى الاضطراب و التزلزل و الهون الّذى لیس فیه تثبّت.

و من مصادیقه: الهزال إذا تزلّق عن الإحکام فی البدن أو عن السلامة و الصحّة أو عن السمن. و الهزل إذا سقط عن مرتبة الجدّ و فصل الخطاب و القاطعیّة و الإبانة.[5]

تفتازانی یکی از انواع هزل را که از آن اراده جد میشود را در به عنوان از محسنات معنوی می‌آورد:

«و الهزل المعتبر عند اهل البدیع المعدود فی المحسنات اللفظیه المعنویه هو الذی یراد به الجد.»[6]

ادیب معاصر جناب مدرس افغانی در شرح آن میگوید:

(و منه أی من المعنوی الهزل الذی یراد به الجد) و الجد بکسر الجیم ضد الهزل الذی هو اللعب و اللهو و بعبارة أخرى هو آن یذکر الشی‏ء على‏ سبیل‏ اللعب‏ و المطایبة و یقصد به أمر صحیح واقعی فی الحقیقة و الفرق بینه و بین التهکم آن التهکم ظاهره جد و باطنه هزل و هذا بعکسه و هو واقع فی کلامهم‏[7]

در باره حکم شرعی هزل، خاتم المجتهدین جناب شیخ انصاری می فرمایند:

ثم آن ظاهر الخبرین الأخیرین خصوصاً المرسلة حرمة الکذب حتى فی الهَزْل، و یمکن آن یراد به: الکذب فی مقام الهَزْل، و أمّا نفس‌ الهَزْل و هو الکلام الفاقد للقصد إلى تحقق مدلوله فلا یبعد أنّه غیر محرّم مع نصب القرینة على إرادة الهَزْل کما صرّح به بعض؛ و لعلّه لانصراف الکذب إلى الخبر المقصود، و للسیرة.

و یمکن حمل الخبرین على مطلق المرجوحیّة، و یحتمل غیر بعید حرمته؛ لعموم ما تقدّم، خصوصاً الخبرین الأخیرین، و النبویّ فی وصیّة أبی ذر رضی اللّه عنه؛ لأنّ الأکاذیب المضحکة أکثرها من قبیل الهَزْل.

و عن الخصال بسنده عن رسول اللّه صلّى اللّه علیه و آله و سلم: «أنا زعیم بیت فی أعلى الجنّة، و بیت فی وسط الجنّة، و بیت فی ریاض الجنّة لمن ترک المراء و آن کان مُحقّاً، و لمن ترک الکذب و آن کان هازلًا، و لمن حسن خلقه» «4».

و قال أمیر المؤمنین علیه الصلاة و السلام: «لا یجد الرجل طعم الإیمان حتّى یترک الکذب هَزْله و جِدّه».

ثمّ إنّه لا ینبغی الإشکال فی آن المبالغة فی الادّعاء و آن بلغت ما بلغت، لیست من الکذب. و ربما یدخل فیه إذا کانت فی غیر محلّها، کما لو مدح إنساناً «1» قبیح المنظر و شبّه وجهه بالقمر، إلّا إذا بنى على کونه کذلک فی نظر المادح؛ فإنّ الأنظار تختلف فی التحسین و التقبیح کالذوائق فی المطعومات.[8]



[1]  محمد رضا اصلانی، فرهنگ واژگان و اصطلاحات طنز، ص 254.

[2]  طنز آوران امروز ایران، ص 6.

[3]  التبیان فی تفسیر القرآن، ج‏10، ص: 327.

[4]  صفیعلیشاه حسن بن محمد باقر، تفسیر صفى، ذیل آیه مربوطه.

[5] التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج‏11، ص: 260.

[6] تفتازانی، مطول، ص 685.

[7] المدرس الأفضل فیما یرمز و یشار إلیه فی المطول ؛ ج‏7 ؛ ص134.

[8]  کتاب المکاسب (للشیخ الأنصاری، ط - الحدیثة)، ج‌2، ص: 17-16.


نظرات (۲)

۱۶ مرداد ۹۷ ، ۱۸:۰۰ سیّد محمّد جعاوله
مطلب خوبی بود
ممنونم.
پاسخ:
تشکر میکنم از سرور مکرمم
جالب بود

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی