!!!طـنــــــز یـمـــــــــــات

satire and comedy مطالب علمی و سرگرمی درباره طنز و کمدی

!!!طـنــــــز یـمـــــــــــات

satire and comedy مطالب علمی و سرگرمی درباره طنز و کمدی

!!!طـنــــــز یـمـــــــــــات
سایت خنده حلال
به بررسی علمی طنز و کمدی می پردازیم
در کنارش خنده حلال هم در دستور است
یا من هو اضحک و ابکی
پیام های کوتاه
تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
آخرین نظرات
  • ۱۷ ارديبهشت ۹۷، ۱۲:۴۲ - Hamed Na
    ://

۸۲ مطلب با موضوع «طنزیمات و دین» ثبت شده است

سه شنبه, ۱۶ مرداد ۱۳۹۷، ۱۰:۳۰ ق.ظ

هزل Facetiae

هزل Facetiae

هزل واژه ای عربی است که معنی آن مزاح بیهوده و سخن گفتن است. مترادفات آن: کعِب، هذیان و سخریه است.

در ادبیات هزل نوشتاری است زبان و مضمونی رکیک داشته باشد و بی پرده از روابط جنسی سخن بگوید از این منظر هزل در مقابل جد قرار می گیرد. هدف هزل شوخی و تفریح و نشاط لحظه ای است.[1]

عمران صلاحی و بیژن اسدی‌پور هزل را نوعی شوخی رکیک به منظور نشاط در سطح فردی میدانند که ضدش جدّ است و نوع تکامل یافتۀ آن را فکاهه می نامد که معتدل است و عمومی.[2]

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ مرداد ۹۷ ، ۱۰:۳۰
طنز یمات
سه شنبه, ۱۶ مرداد ۱۳۹۷، ۰۹:۴۶ ق.ظ

طنز حکیمانه و مینیپوسی menippusean satire

نتیجه تصویری برای سقراط

طنز حکیمانه و مینیپوسی menippusean satire

طنز گونه های متفاوتی دارد و به اعتبارات مختلف دسته بندی میشود. یکی از نمونه های طنز که نگرشی و شیوه ای انتقادی دارد طنزهای حکیمانه یا طنز مینیپوسی menippusean satire است.

این نوع طنز در واقع نوعی طنز فلسفی و حکیمانه است به شیوه سقراط و افلاطون که با عباراتی لطیف مباحثی حکمی را منتقل می‌کنند.[1]

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ مرداد ۹۷ ، ۰۹:۴۶
طنز یمات
سه شنبه, ۲ مرداد ۱۳۹۷، ۱۲:۴۲ ب.ظ

حافظ و هجو سالوسیان

حافظ

حافظ و هجو سالوسیان

آشنایی و نشست و برخواست با دیوان حافظ شیرازی، ذهن را به این قصه رهنمون میکند که داغی بر دل دارد. گویی دل لسان الغیب از دست عده ای مجروح بوده. او در لابه لای شعرها خودش این بدسگالی ها را نشان میدهد و صاحبان آنها را هجو میکشد.

بعضی از شعرها را شمشیر کشان شروع میکند که گویی به جنگ بعضی از کژی ها اقدام نموده است. در این کشاکش به هر سنگری سرکی میزند و در هر کوی به کسی می تازد. گاه زاهدان را ملامت میکند که بوسیدن جام می از دست زهدفروش بهتر است:[1]

مبوس جز لب ساقی و جام می حافظ

                                  که دست زهدفروشان خطاست بوسیدن

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۲ مرداد ۹۷ ، ۱۲:۴۲
طنز یمات
دوشنبه, ۱ مرداد ۱۳۹۷، ۰۳:۰۱ ب.ظ

طنز بهلول و ساختن مسجد

نتیجه تصویری برای بهلول


طنز بهلول و ساختن مسجد


داستان معروفى هست که بهلول که مرد عاقلى بود ولى خودش را به دیوانگى زده بود و به همان عالم دیوانگى سر به سر بزرگان و اکابر مى‏گذاشت و شوخى شوخى حقایق را به آنها مى‏گفت (مى‏گویند قوم و خویش و پسرعموى هارون هم بود) مى‏رفت و به هارون به همان عالم دیوانگى‏اش حرفهایى را که هیچ عاقلى جرأت نمى‏کرد بگوید مى‏زد. یک وقتى از جایى مى‏گذشت، دید که دارند مسجدى مى‏سازند. رفت به آن بانیان مسجد گفت که چکار مى‏کنید؟ گفتند: مسجد مى‏سازیم.


گفت: مسجد براى چه مى‏سازید؟ گفتند: مسجد را براى خدا مى‏سازیم. محرمانه رفت دستور داد تابلویى را روى سنگى درست کردند به نام مسجد بهلول. 

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۱ مرداد ۹۷ ، ۱۵:۰۱
طنز یمات
يكشنبه, ۳۱ تیر ۱۳۹۷، ۱۲:۰۳ ب.ظ

شیخ بهایی و هجو عالمان ظاهری

نتیجه تصویری برای شیخ بهایی

شیخ بهایی و هجو عالمان ظاهری

هجو سلاحی نیست که فقط در برابر دشمن به دست گیریم و آنها را تحقیر کنیم و با آنها جنگ روانی به راه اندازیم، بلکه هجو سلاحی است که گاهی باید علیه دوستان و آنان که دوستشان داریم به کار ببریم.

ما در زندگی خودمان گاهی به نزدیکان کنایه و متلک می اندازیم، البته نه به قصد آزار و اذیت بلکه در جهت رشد و تکامل و تربیت.

عارفان و عاشقان نیز که هدف آفرینش و آرامش حقیقی و علم واقعی را در عرفان و حرکت به سمت حقیقت این عالم هستی می دانستند، گاهی به زبان طنز و گاهی به زبان هجو کسانی که عمری مشغول علوم خشک و رسمی بوده اند میتاختند و به آنها یادآور می شدند که یاد محبوب و رسیدن به او و عاشق او شدن از همه کارهای ما مهمتر است.[1]

فیض کاشانی در این باره دارد که:

علم رسمی از کجا عرفان کجا            دانش فکری کجا وجدان کجا

عشق را با عقل نسبت کی توان             شاه فرمان ده کجا دربان کجا

کی بجانان میرسد بی عشق جان          جان بی عشق از کجا جانان کجا

عشق این را این و این را آن کند            گر نباشد عشق این و آن کجا

هم سر ما عشق و هم سامان ما              سر کجائی عشق یا سامان کجا

عشق خان و مان هر بی خان و مان          فیض را بی عشق، خان و مان کجا

شاگرد این مکتب و خوشه چین درسهایش جناب شیخ بهایی نیز بارها این علوم ظاهری را به هجو می گیرد و لو علم فقه و تفسیر باشد و می‌گوید باید در کنار اینها به دنبال علم حقیقی و علم عاشقی باشیم:

قد صرفت العمر فی قیل و قال       یا ندیمی قم، فقد ضاق المجال

قم ازل عنی بها رسم الهموم              ان عمری ضاع فی علم الرسوم

علم رسمی سر به سر قیل است و قال       نه از او کیفیتی حاصل، نه حال

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۱ تیر ۹۷ ، ۱۲:۰۳
طنز یمات
يكشنبه, ۳۱ تیر ۱۳۹۷، ۱۱:۵۵ ق.ظ

شوخی علامه حسن زاده آملی با خدا


نتیجه تصویری برای شعر طنز علامه حسن زاده آملی


شوخی علامه حسن زاده آملی با خدا

علامه حسن زاده نقل مى کنند: وقتى در تهران آن قدر به این کوچه و آن کوچه و این بنگاه و آن بنگاه سرگردان شده ام که متحیره و حیرت آمدند و تو را طاقت نباشد از شنیدن، از هر کسى که سراغ خانه مى گرفتم، نخستین پاسخ پرسشم این بود که بچه دارى ؟ مى گفتم آرى، فقط دو نفریم و یک طفل رضیع بنام عبدالله داریم . 

جواب مى شنیدم که خانه اجاره اى نداریم . آن هم با اخمى که بدتر از صد زخم، حتى به طفل شیر خوارم رحم نکرده اند تا بالاخره در مسافرخانه اى یک باب اطاق محقر اجاره کردیم و مدتى در آنجابه سر مى بردیم .

 با آن وضع آشفته و آلفته، به درس و بحث خود و ادراک محضر مبارک اساتید آرام و شادکام بودم، و حشرم با الم نشرح بود که فان مع العسر یسرا آن مع العسر یسرا .


در آن حال به اقتضاى طبع جوانى ژولیده و شوریده، نامه اى منظوم، شیرین و دلنشین، بیش از یکصد و پنجاه بیت به پیشگاه خداوند سبحان تقدیم داشتم . پس از ارائه ارادات و وظیفه و مطالبى خواندنى، عرض کردم :


فاعلاتن مفاعل فعلن                لطف فرما نگر به حال حسن
من به فرمان تو گرفتم زن              اوفتادم به کوچه و بر زن

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۳۱ تیر ۹۷ ، ۱۱:۵۵
طنز یمات
سه شنبه, ۲۶ تیر ۱۳۹۷، ۱۲:۱۳ ب.ظ

فایل های صوتی نشست تخصصی فلسفه طنز متعالی

مژده æ˜Ÿ のデコメ絵文字星 のデコメ絵文字星 のデコメ絵文字星 のデコメ絵文字    مژده星 のデコメ絵文字星 のデコメ絵文字星 のデコメ絵文字星 のデコメ絵文字  مژده æ˜Ÿ のデコメ絵文字星 のデコメ絵文字星 のデコメ絵文字星 のデコメ絵文字 


فایلهای صوتی نشست تخصصی فلسفه طنز متعالی رسید

فایل اول:
http://s8.picofile.com/d/8331992076/313d5ef8-3e96-4402-b87a-a6b1d7c6c8a2/%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87_%D8%B7%D9%86%D8%B2_%D9%85%D8%AA%D8%B9%D8%A7%D9%84%DB%8C_part2.rar

فایل دوم: 
۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ تیر ۹۷ ، ۱۲:۱۳
طنز یمات
شنبه, ۲۳ تیر ۱۳۹۷، ۱۱:۳۹ ق.ظ

خلاصه ای از فلسفه طنز متعالی

خلاصه ای از : جلسه فلسفه طنز متعالی در مجمع عالی حکمت اسلامی مشهد مقدس. 19/4/97


ابتدا با اهمیت مقوله طنز و ضرورت پرداختن به آن، لزوم جلسه را مشخص کردیم.

در مرحله بعد واژه شناسی کردیم و بعضی از کلمات مهم چون طنز و دیگر کلمات همگون او مثل هزل، هجوlampoon، تمسخر، پارودیparody، بورلسکburlesque، ساتیر satire، هومور humor و کلماتی دیگر را توضیح دادیم.


رابطه طنز با مباحث دینی و فلسفی نیز بررسی اجمالی شد. در فلسفه طنز ابتدا سه نظریه مطرح (برتری طلبی، ناسازگاری و تسکین) را بررسی و اجمالا هر کدام را نقد کردیم.


چند سوال اساسی که پیرامون برتری طلبی مطرح شد، 

۳ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۳ تیر ۹۷ ، ۱۱:۳۹
طنز یمات
چهارشنبه, ۲۰ تیر ۱۳۹۷، ۱۰:۳۵ ق.ظ

خنده تا حد جنون در گفته مولوی

نتیجه تصویری برای مولوی
خنده تا حد جنون در گفته مولوی


یکی از مبانی مهم که در دریای بیکران معارف و اخلاق مثنوی معنوی، بر روی آن دست گذاشته شده است «طلب» و زحمت کشیدن برای رسیدن است:

آب کم جوی تشنگی آور به دست        تا بجوشد آبت از بالا و پست

لذا در جاهای مختلف این را تذکر میدهد. در داستان صوفی نیز داستانی از خیاطی نقل میکند که از لباسهای مردم می دزدید. شخصی گفت من فریب دَرزی (خیاط) را نمی خورم اما دیگران گفتند از تو زرنگتر را تشنه سرآب برده و برگردانده است:

         گفت خیاطى است نامش پور شش            اندرین چستى و دزدى خلق کش‏

         گفت من ضامن که با صد اضطراب            او نیارد برد پیشم رشته تاب‏

         پس بگفتندش که از تو چُست تر            مات او گشتند در دعوى مپر

         رو به عقل خود چنین غره مباش            که شوى یاوه تو در تزویرهاش‏

آن شخص چون طعن دیگران را دید، سرش گرم شد و بر سر موفقیتش بر این کار، شرط بست که مَرکبم را میدهم اگر چنان شود:

۱ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۰ تیر ۹۷ ، ۱۰:۳۵
طنز یمات
چهارشنبه, ۲۰ تیر ۱۳۹۷، ۱۰:۲۴ ق.ظ

«فلسفه طنز متعالی»

«فلسفه طنز متعالی»


1- منظور از فلسفه چیست؟


2- چرا متعالی؟


3- فلسفه طنز درست است یا فلسفه خنده؟

 

تبیین بُعد فلسفی:

یک سوال در اینجا مطرح است که منظور از فلسفی بودن طنز در «فلسفه طنز متعالی» چیست؟ آیا یکی از موضوعات فلسفه طنز است؟ آیا اصولا فلسفه به این امور کاری دارد و انها را مورد نقد و بررسی قرار میدهد؟ آیا فلسفی بودن در بیان غربی ها با فلسفی بودن در نگاه فلسفه اسلامی یکسان است؟ اینها سوالاتی است پیرامون حیث فلسفی این موضوع که باید تبیین شود.

منظور از فلسفه گاهی فلسفه مضاف است و گاه خود علم فلسفه یا فلسفه مطلق. علم فلسفه در پی هستی شناسی است و از زاوایای مختلف دارد هستی را میشناسد. فلسفه علمی است کلان نگر، یعنی به مسائل کلان و کلی[1] و علمی که به دنبال کشف علتهای اولیه[2] و نخستین میگردد.

اما نگاه کلی به یک علم و نیز کشف علت برای موضوعات و علوم، حد مشترک است که ذهن را از علم فلسفه به فلسفه مضاف میکشاند. در فلسفه مضاف مثل فلسفه تاریخ، فلسفه هنر و حتی فلسفۀ فلسفه، ما از روشها و متدهای فلسفی برای فهم کلان آن علم بهره می بریم.[3] پس باید دانست که خیلی اوقات فلسفه مضاف در ادبیات ما با آنچه غرب در پی آن است متفاوت است کما اینکه متد فلسفی ما با اکثر آنان متفاوت.

حال مراد از فلسفه در «فلسفه طنز متعالی» چیست؟

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۰ تیر ۹۷ ، ۱۰:۲۴
طنز یمات